زن و مرد می توانند در زمان عقد ، بر روی میزان مهریه توافق کنند اما در شرایطی ممکن است به هر دلیل این میزان مشخص نشده باشد و با این حال ، این به آن معنی نیست که به زن مهریه تعلق نمی گیرد و در صورتی که زن و شوهر در میزان مهریه به توافق نرسیده باشند ، راه های دیگری برای تعیین میزان مهریه زن وجود دارد و لذا مهریه از این نظر به اقسامی تقسیم بندی می شود . اقسام مهریه از نظر تعیین مهر در نکاح عبارت است از مهرالمسمی ، مهرالمثل ، مهرالمتعه و مهرالسنه که در زیر تعریف هر کدام را بیان کرده ایم .
1مهرالمسمی : مقدار مال معینی است که با توافق طرفین در هنگام عقد به عنوان مهریه زن معین شده است که مرد باید آن مقدار را به زن بپردازد . البته نکته قابل توجه این است که زن فقط می تواند برای دریافت 110 سکه مرد را به پرداخت مهریه جلب کند و از ضمانت اجرا های قانون اجرای محکومیت های مالی بهره بگیرد .
2مهرالمثل : در صورتی که میزان مهریه زن ، در عقدنامه نکاح ذکر نشده باشد و طرفین هیچ توافقی بر این مبنا انجام نداده باشند و همچنین بین طرفین نزدیکی رخ داده باشد ، برای زن ، مهرالمثل تعیین می شود . ماده 1087 مهرالمثل را تعریف کرده است : " اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین میتوانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آن ها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود. "
علاوه بر آن موارد دیگری نیز وجود دارد که زن مستحق دریافت مهرالمثل می شود . این موارد عبارتند از :
در صورتی که عقد نکاح به درستی منعقد نشده باشد و یا شرایط لازم برای انعقاد را نداشته باشد و زن هم از این قضیه اطلاع نداشته باشد و با مرد ، نزدیکی کند ، مهرالمثل به او تعلق خواهد گرفت . طبق ماده 1099 : " در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است. "
مورد دومی که زن مهرالمثل دریافت می کند ، این است که مهریه ای که در عقدنامه مشخص شده باشد ، معلوم نباشد و یا ارزش مادی نداشته باشد که در ماده 1100 این نکته به روشنی بیان شده است : " در صورتی مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود ..."
برای تعیین مهرالمثل ، وضعیت زن مورد توجه قرار می گیرد و با توجه به شان زن و وضعیت خانوادگی او مهرالمثل محاسبه می شود ماده 1091 در همین مورد می گوید : " برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود. "
3مهرالمتعه : در ماده 1093 این نوع مهر تعریف شده است : " هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد ، زن مستحق مهرالمتعه است " بنابراین در مورد این که مهرالمتعه به زن تعلق می گیرد یا خیر ، دو شرط باید وجود داشته باشد : اول این که مهریه در زمان نکاح مشخص نشده باشد ، و دومی این که پیش از این که زن و مرد باهم ارتباط زناشویی داشته باشند ، طلاق بگیرند . برای تعیین میزان مهرالمتعه ، بر خلاف مهرالمسمی ، وضعیت اقتصادی مرد مورد توجه قرار می گیرد نه وضعیت زن . ماده 1094 قانون مدنی به این نکته اشاره کرده است : " برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود "
4مهرالسنه : تعریف مهرالسنه در قانون مدنی نیامده است اما با مراجعه به منابع فقهی می توان به تعریف آن پی برد . مهرالسنه ، مهریه دختران پیامبر بوده که میزان آن پانصد درهم نقره می باشد که محاسبه آن با نوسانات بازار لحاظ می شود و در صورتی که در قسمت میزان مهریه ، نوشته شده باشد ، مهرالسنه این میزان قابل مطالبه است .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۰ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۱۱:۱۷:۵۰ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
مهریه را مرد باید به زن بپردازد و گاهی پیش می آید که مرد ، توانایی مالی برای پرداخت مهریه را ندارد و از این رو ، در مطالبه مهریه شرط استطاعت مطرح شده و مهریه بر این اساس به دو نوع تقسیم بندی می شود . انواع مهریه از نظر شرط استطاعت عبارت است از مهریه عند المطالبه و عند الاستطاعه که در ادامه به آن ها پرداخته ایم .
1 مهریه عند المطالبه : عند المطالبه به معنی هنگام مطالبه است و مهریه عندالمطالبه مهریه ای است که زن هر زمان که آن را مطالبه کند مرد باید آن را بپردازد و در صورتی که مرد آن را نپردازد می تواند از مراجع قانونی برای مطالبه آن اقدام کند و حتی در صورتی که مرد واقعا استطاعت مالی نداشته باشد ، و ادعای اعسار از پرداخت مهریه او اثبات شود ، ضمانت اجراهایی وجود دارد که زن می تواند با استناد به آن مرد را ملزم به پرداخت مهریه کند .
2 مهریه عندالاستطاعه : عند الاستطاعه به معنی هنگام توانایی است و این توانایی در این جا به معنی توانایی مالی می باشد و مهریه عند الاستطاعه ، مهریه ای است که مرد هر زمان که توانایی مالی داشته باشد ملزم به پرداخت آن می باشد . در مهریه عندالاستطاعه زن ، باید استطاعت و توانایی مرد را اثبات کند .
هر دو نوع مهریه ، عند الاستطاعه و عند المطالبه قابل دریافت و از دیون ممتاز است و مرد به هیچ وجه نمی تواند از پرداخت آن شانه خالی کند ، مگر این که خود زن تصمیم به بخشیدن مهریه بگیرد و آن را بذل کند .
در گذشته ، در صورتی که مهریه زن عند المطالبه بود ، و مرد به هر دلیل ، از جمله عدم توانایی مالی آن را پرداخت نمی کرد ، زن می توانست او را به زندان محکوم کند و در مورد مهریه های عندالاستطاعه ، مرد تنها در صورتی به زندان می افتاد که توانایی پرداخت مهریه را داشت اما از پرداخت آن امتناع می کرد اما امروزه ، طبق بخشنامه اصلاحیه بند (ج) ماده ۱۸ آیین نامه نحوه ی اجرای محکومیت های مالی، مهریه چه عند الاستطاعه باشد چه عندالمطالبه ، امکان به زندان انداختن مرد به دلیل عدم توانایی مالی برای پرداخت مهریه وجود ندارد و تنها در صورتی می توان او را به زندان محکوم کرد که علی رغم توانایی مالی ، از پرداخت آن خودداری کند .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۰ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۵۷:۵۲ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
مهر یا مهریه یکی از حقوق مالی زن است که به مجرد جاری شدن صیغه عقد ، زن مالک آن می شود . هر چیزی که ارزش مالی داشته باشد ، می تواند مهریه زن قرار بگیرد و زن هم می تواند آن را حتی بعد از فوت شوهرش ، مطالبه کند و عواملی مانند نشوز و مانند آن در این مورد که زن می تواند مهریه دریافت کند یا خیر تاثیری ندارد .
مهریه انواع و اقسامی دارد که بر اساس شرط استطاعت ، به دو دسته عند الاستطاعه و عند المطالبه تقسیم می شود و بر اساس تعیین مهر در نکاح به مهرالمثل ، مهرالمسمی و مهرالمتعه تقسیم می شود که هر کدام از این انواع و اقسام شرایط خاص خودش را دارد.
مهریه می تواند ترکیبی از انواع آن باشد و مثلا می تواند مقداری از مهریه عند المطالبه و مقداری از آن عند الاستطاعه باشد .
با توجه به ماده 22 قانون حمایت از خانواده ، میزان مهریه هر چقدر که توافق شود ، تنها تا 110 سکه آن، زن در صورت عدم پرداخت برای جلب شوهر اقدام نماید و برای دریافت مبالغ مازاد بر آن ، امکان جلب مرد وجود ندارد، مگر اینکه ملائت و توانایی مالی مرد اثبات گردد.
مهریه از هر نوعی که باشد تحت شرایط خاص خود قابل مطالبه است و مرد در هر صورت باید مهریه همسر خود را بپردازد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۰ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۴۱:۰۵ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
مطابق ماده 30 قانون مدنی که اشعار می دارد:"هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد" و مطابق ماده 31 قانون مدنی که اشعار می دارد:"هیچ مالی را از تصرف صاحب آن نمی توان بیرون آورد مگر به حکم قانون". همچنین ماده 35 قانون مدنی اشعار می دارد:"تصرف به عنوان مالکیت، دلیل مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود"
مقصود از تصرف، سلطه و اقتدار عرفی است که شخص بر مالی دارد اعم از اینکه مالک مال بوده یا به هر سبب و علتی مانند اجاره حق استفاده از مال برای وی فراهم گشته. حال چنانچه شخص دیگری بخواهد مالی که در تصرف دیگری است را از تصرف وی خارج کند باید حقانیت خویش را اثبات نماید و با اثبات حقانیت خویش از قانون در خصوص اعمال تصرف خود حکم بگیرد. تصرف عدوانی در لغت به معنای ملک یا مالی را به زور تصاحب و از تصرف دیگری خارج نمودن می باشد. از گذشته تا کنون یکی از دعاوی رایج میان افراد، دعاوی در خصوص اموال و مالکیت است که شایع ترین آنها دعوای تصرف عدوانی است. تصرف عدوانی در عالم حقوق به معنای آن است که اموال غیر منقول شخصی که بر آنها سابقه تصرف دارد را بدون رضایت وی از تصرف او خارج کرد.
اموال در عالم حقوق به دو دسته مال منقول و مال غیر منقول تقسیم می شوند. اموال منقول اموالی است که قابلیت نقل و انتقال بدون آسیب به آنها وجود دارد و اموال غیر منقول اموالی است که قابلیت نقل و انتقال در خصوص آنها متصور نیست. دعوای تصرف عدوانی صرفا در خصوص اموال غیر منقول اعم از ملک و زمین قابل تصور و طرح است و باید دانست اثبات مالکیت ملک توسط مدعی تصرف، شرط نیست و داشتن سابقه تصرف کافی می باشد. یعنی چنانچه فردی به موجب قرارداد اجاره مالک منافع یک ملک برای مدت یکسال باشد، حق هر گونه تصرف و انتفاعی را در حدود قرارداد در ملک مذکور داشته باشد و اگر شخصی با قهر و غلبه بر ملک مورد اجاره تسلط یابد و مانع بهره برداری وی از حقوق مالکانه اش گردد باز هم دعوای تصرف عدوانی قابل تصور است.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۲:۵۴:۲۹ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
مواردی که ذکر آن در اجاره نامه الزامی است :
بر طبق ماده 5 قانون رو ابط موجر و مستاجر ، دفاتر اسناد رسمی مکلفند علاوه بر نکاتی که به موجب قوانین و مقررات باید رعایت شود نکات زیر را در اجارهنامه تصریح کنند :
۱ - اقامتگاه موجر به طور کامل و مشخص .
۲ - نشانی کامل مورد اجاره و قید اینکه از لحاظ رابطه اجاره این محل اقامتگاه قانونی مستأجر میباشد مگر اینکه طرفین به ترتیب دیگریتراضی نموده باشند .
۳ - عین مستأجره در تصرف کدام یک از طرفین میباشد و در صورتی که در تصرف مستأجر نباشد تحویل آن در چه مدت و یا با چه شرایطیصورت خواهد گرفت .
۴ - تعیین اجاره بها و نحوه پرداخت و مهلت نهایی پرداخت هر قسط .
۵ - تصریح به آنکه مستأجر حق انتقال به غیر را کلاً یا جزء یا به نحو اشاعه دارد یا ندارد .
۶ - تعهد مستأجر به تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر پس از انقضاء مدت اجاره یا تجدید اجاره با تراضی .
۷ - حق فسخ موجر در صورت تخلف مستأجر از پرداخت اجاره بها در موعد مقرر یا سایر شروط اجارهنامه .
موارد بیان شده در قرارداد اجاره
قراردادهای اجاره به صورت یک فرم چاپی است که موارد بیان شده در قرارداد اجاره به صورت ثابت در آن ذکر شده است که اگر طرفین قرارداد بخواهند می توانند در صورت توافق بندهایی را از آن حذف و یا به آن اضافه کنند . این نمونه قراردادهای اجاره مسکن بر اساس استاندارد های سازمان ثبت اسناد و املاک کل کشور است .
- طرفین قرارداد
- موضوع قرارداد و مشخصات مورد اجاره
- مدت اجاره
- اجاره بها و نحوه پرداخت
- تسلیم مورد اجاره
- شرایط و آثار قرارداد
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۲:۴۵:۱۳ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
بر اساس ماده 7 قانون روابط موجر و مستاجر سل 56 ، در مواردی که بین موجر و کسی که ملک را به عنوان مستاجر در تصرف دارد اجاره نامه تنظیم نشده با اگر تنظیم شده مدت آن منقضی شده و طرفین راجع به تنظیم اجاره نامه یا تعیین اجاره بها و شرایط آن اختلاف داشته باشند هر یک می توانند برای تعیین اجاره بها ( در مواردی که اجاره نامه در بین نباشد ) و تنظیم اجاره نامه به دادگاه مراجعه کنند . بنابراین در صورتی که قرارداد اجاره ای با این شرایط منعقد شده باشد ، مستاجر یا حتی موجر می توانند به دادگاه صالح برای الزام به تنظیم سند رسمی اجاره مراجعه کنند و به دادگاه دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی اجاره دهند . دعوی الزام به تنظیم سند رسمی اجاره یک دعوی غیر مالی است . هم چنین دعوی تنظیم سند رسمی اجاره زمانی می تواند مطرح شود که طرف مقابل دعوی از تنظیم سند رسمی امتناع کند .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۲:۳۴:۱۰ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
به موجب ماده 21 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391، در سه حالت باردار شدن زوجه، توافق طرفین و شرط ضمن عقد، ازدواج موقت باید در دفترخانه ثبت گردد. حال، در این بخش قصد داریم، مدارک لازم برای صیغه موقت را بیان کنیم. مدارک لازم برای صیغه موقت زن دوشیزه با زوجه ای که قبلا ازدواج کرده باشد، متفاوت است. که شامل موارد ذیل می باشد:
مدارک شناسایی زوجین ( کارت ملی وشناسنامه زن و مرد)
دو قطعه عکس 4 در 3
شناسنامه و کارت ملی پدر زوجه و حضور ایشان در دفترخانه (که تنها از شرایط ازدواج موقت دختر باکره می باشد)
طلاق نامه یا گواهی فوت همسر (در صورتی که زوجه، قبلا ازدواج کرده باشد)
بنابراین، با توجه به توضیحات بالا، اگر خانمی در گذشته ازدواج کرده باشد، برای ثبت صیغه موقت، نیاز به اذن پدر ندارد؛ اما باید گواهی فوت همسر سابق خود را یا طلاق نامه را برای ثبت ازدواج موقت به مسئول دفترخانه، ارائه دهد. اما دختر باکره لزوما با اذن پدر می تواند، صیغه موقت خود را در دفترخانه ثبت نماید.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۱:۲۸:۱۵ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
صیغه موقت، یکی از اقسام نکاح در نظام حقوقی ایران است که به تبعیت از فقه، این نوع از ازدواج به رسمیت شناخته شده است. نکاح دائم، به موجب قانون حمایت خانواده مصوب 1392 باید ثبت گردد، در غیر این صورت، برای مرد به دلیل عدم ثبت نکاح، در قانون، مجازات حبس تعیین شده است. در خصوص ثبت ازدواج موقت در دفترخانه، قانون، اصولا آن را الزامی ندانسته است، اما تحت شرایطی استثنایی، ثبت ازدواج موقت نیز الزامی می باشد.
به موجب ماده21 قانون حمایت خانواده 1391: " نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، در جهت محوریت و استواری روابط خانوادگی، نکاح دائم را که مبنای تشکیل خانواده است، مورد حمایت قرار می دهد. نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است" موارد الزام به ثبت ازدواج موقت یا صیغه، شامل موارد ذیل می باشد:
باردارشدن زوجه: زیرا، در این حالت، لازم است که مادر برای فرزند خود شناسنامه دریافت کند، که از طریق ثبت صیغه موقت در دفترخانه، به راحتی می تواند نسبت به این امر اقدام نماید.
توافق طرفین: ممکن است، طرفین توافق کرده باشند، که ازدواج موقت آنها به ثبت برسد
شرط ضمن عقد: اگر زوجین، ضمن عقد موقت خود، شرط کرده باشند که ازدواج موقت آنها به ثبت برسد، در این حالت نیز، ثبت آن در دفترخانه الزامی است.
به موجب تبصره این ماده، ثبت ازدواج موقت در دفترخانه ازدواج و طلاق و یا دفاتر اسناد رسمی و مطابق آیین نامه انجام می گیرد.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۱:۲۲:۱۶ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
در ارتباط با حقوق مرد و زن در صیغه موقت ، باید به یک نکته مهم اشاره نمود و آن هم این است که در عقد دائم ، هر دوی زوجین ، موظف به حسن معاشرت با یکدیگر و تشیید مبانی خانواده هستند ؛ چرا که فلسفه ازدواج دائم ، تشکیل خانواده و فرزند آوری است . اما در عقد موقت هم که اصولا با فلسفه رفع غرایز جنسی منعقد می شود، باز هم زوجین ، موظف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند و باید حقوق دیگری را رعایت نمایند ؛ در غیر این صورت ، دیگری می تواند با مراجعه به دادگاه ، حقوق قانونی خود را مطالبه کند .
یکی از نکات مهم در ارتباط با حقوق مرد و زن در صیغه موقت ، این است که اگر هر کدام از زن و شوهر ، بخواهند در دادگاه ، حقوق قانونی خود ( مهریه و نفقه برای زن ، یا الزام به تمکین برای مرد ) را مطالبه نمایند ، ابتدای امر ، باید عقدنامه ازدواج موقت را ارائه دهند . به عنوان مثال ، زمانی که زن ، به استناد عقد موقت ، در دادگاه ، مطالبه نفقه یا مهریه می نماید ، ابتدا باید ثابت کند که همسر آن مرد است .
در صورتی که برگه صیغه نامه در دسترس نباشد ، می بایست با استفاده از سایر ادله قانونی ، رابطه زوجیت خود را در دادگاه ، به اثبات برسانند که این موضوع ، با توجه به اینکه در عمده موارد ، ثبت ازدواج موقت یا صیغه انجام نمی شود ، اندکی دشوار است . با این حال ، به جای صیغه نامه ، می توان به شهادت شهود یا اقرار دیگری مبنی بر رابطه زوجیت ، استناد کرده و عقد موقت را ثابت کرد تا حقوق قانونی ، قابل مطالبه باشد که جزئیات این موضوع را می توانید در مقاله نحوه اثبات صیغه یا ازدواج موقت ، مشاهده نمایید .
یکی دیگر از نکات مربوط به حقوق مرد و زن در صیغه موقت ، این است که اصولا ، تا پایان مدت زمان ازدواج موقت ، حقوق و تکالیف زوجین ، برقرار است . پایان یافتن عقد موقت یا صیغه ، معمولا به دو شکل اتفاق می افتد . در حالت اول ، مدت زمان عقد موقت یا صیغه ، به پایان رسیده و زوجیت ، خود به خود ، پایان می یابد و در حالت دوم ، مرد ، مدت زمان باقی مانده از عقد موقت یا صیغه را به زن بخشیده و به عقد ، خاتمه می دهد که به آن ، بذل مدت در ازدواج موقت گفته می شود .
با این حال ، گاهی ، از مدت زمان عقد موقت ، مدت زمان زیادی باقی مانده و مثلا ، صیغه 99 ساله منعقد شده است . اما مرد ، حقوق زن در عقد موقت را رعایت نمی کند . در چنین شرایطی ، به دلیل اینکه زن ، به دلیل عدم رعایت حقوق خود ، در سختی و عسر و حرج قابل توجهی قرار می گیرد ، می تواند به دادگاه مراجعه نموده و پس از اثبات صیغه ، از دادگاه تقاضا کند که مدت زمان باقی مانده از عقد موقت یا صیغه ، به وی بخشیده شود و صیغه ، به پایان برسد .
در چنین شرایطی ، چون در صیغه موقت ، طلاق وجود ندارد ، قاضی دادگاه ، پس از مشاهده عسر و حرج زن ، می تواند حکم الزام مرد به بذل مدت در ازدواج موقت را صادر نموده تا زن ، به دلیل عدم رعایت حقوق خود در ازدواج موقت ، در سختی و تنگنا قرار نگیرد . اما مرد ، هر زمان که احساس کند ، حقوق وی در عقد موقت رعایت نمی شود ، می تواند با پرداخت حقوق مالی زن ( همچون مهریه ) ، باقی مدت را به زن بذل نموده و به عقد موقت ، خاتمه دهد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۱:۱۵:۴۷ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
در صیغه موقت ، زن ، ارث نمی برد و در حالت کلی ، حق دریافت نفقه نیز ندارد ؛ مگر شرط شده یا ازدواج موقت ، بر مبنای دریافت آن ، واقع شده باشد . اما در همین رابطه ، ممکن است این سوال نیز مطرح شود که حقوق مرد در صیغه موقت چیست ؟ آیا حقوق مرد در عقد موقت یا صیغه ، مانند عقد دائم است یا خیر ؟
در پاسخ به این سوال ، باید گفت که یکی از مهم ترین حقوق مرد در ازدواج دائم ، این است که زوجه ، از وی تمکین نماید . با این توضیح که ، تمکین خاص ، ناظر بر روابط زناشویی میان زن و شوهر بوده و تمکین عام ، به معنی پذیرش ریاست مرد بر کانون خانواده است و به عنوان مثال ، زن باید در همان منزلی که زوج ، فراهم نموده است ، سکونت نماید .
اما در خصوص اینکه آیا در عقد موقت نیز ، الزام به تمکین عام و خاص توسط زوجه وجود دارد یا خیر ، باید گفت که در عقد موقت نیز ، همچون عقد دائم ، زن ، موظف است که از همسر خود تمکین نموده و حقوق وی را رعایت نماید ؛ حتی از آن جهت که فلسفه عقد موقت ، بر طرف نمودن غریزه جنسی است ، زن الزام به تمکین خاص در قبال شوهر دارد ؛ فلذا عدم تمکین در عقد موقت ، موجه نیست .
با این وجود ، از آن جهت که شرایط ازدواج موقت یا صیغه ، تا حدود زیادی ، مبتنی بر توافق میان زن و شوهر است ، به نظر برخی از فقها ، زوجه می تواند با زوج ، شرط کند که از تمکین در قبال وی ، خودداری می نماید و در این صورت ، شرط عدم نزدیکی در عقد موقت یا صیغه ، کاملا صحیح و معتبر خواهد بود و زن ، ملزم به تمکین در قبال مرد نخواهد بود ؛ اما در عین حال ، با هم محرم هستند .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۹ فروردین ۱۴۰۱ساعت:
۰۱:۰۳:۴۳ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)