مرد براي ازدواج مجدد از نوع دائم و ثبت آن به اجازه همسر اول خود احتياج دارد و در صورت انجام ندادن اين كار ، او مطابق با ماده ۴۹ قانون حمايت خانواده مصوب ۱۳۹۱ مرتكب جرم شده و مجازات آن جزاي نقدي درجه ۵ يا حبس تعزيري درجه ۷ است . زوجه در صورت اثبات ازدواج مجدد همسرش ميتواند از دادگاه تقاضاي طلاق كند ، البته بايد توجه داشته باشيم اگر ازدواج مجدد مرد ناشي از امتناع زوجه در ايفاي وظايف زناشويي باشد ، اين اقدام از مصاديق شروط ضمن عقد و ايجاد حق تقاضاي طلاق نيست .
اما در مورد ازدواج موقت يا صيغه اين موارد مصداقي ندارد و ازدواج موقت بدون اجازه همسر اول جرم نيست . در ازدواج مجدد مرد اعم از عقد دائم يا موقت بايد شرايط قانوني رعايت شود اگر مرد شرايط قانوني را رعايت نكند ، زن ميتواند با توجه به موارد ضمن عقد اقدام قانوني انجام دهد يعني اگر مرد شرط ضمن عقد را امضا كرده باشد و همسر ديگري اختيار كند حتي به عقد موقت و زن اين امر را در دادگاه به اثبات برساند حق طلاق خواهد داشت يا اينكه به واسطه عسر و حرج خواهد توانست از شوهرش طلاق بگيرد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۱:۲۶:۵۵ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
يكي از موارد مهم و مورد اختلاف در ارتباط با نكاح موقت شفاهي اين است كه اين نوع عقد ، چه آثاري به دنبال دارد ؟
اين سوال معمولا از جانب خانم هايي پرسيده مي شود كه با عقد موقت لفظي به زوجيت مردي در آمده اند و حال قصد دارند بدانند كه آيا نكاح موقت شفاهي نيز مانند صيغه غير شفاهي يا كتبي كه ثبت شده ، آثار قانوني دارد ؟ به عبارت ديگر ، در صورتي كه عقد موقت شفاهي بوده باشد ، زوجه از چه حقوق قانوني برخوردار خواهد بود ؟ يا اينكه آقايان سوال كنند كه آيا نكاح موقت شفاهي آثار قانوني به دنبال داشته و چه الزاماتي از آن ناشي مي شود ؟
به طور كلي ، مهم ترين اثر نكاح موقت شفاهي ، ايجاد رابطه زوجيت ميان زن و شوهر است . ولي عقد موقت شفاهي و يا حتي كتبي ، به حكم قانون ، آثاري در خصوص رابطه توارث ميان زوجين ايجاد نمي كند . چرا كه در عقد موقت يا صيغه ، زن و شوهر از هم ارث نمي برند ؛ فلذا نكاح موقت چه لفظي و چه كتبي منعقد شده باشد ، تفاوت و اثري نخواهد داشت ، چرا كه سبب ارث بردن يكي از ديگري نخواهد شد كه اين موضوع در مقاله ارث در عقد موقت توضيح داده شده است .
همچنين ، در عقد موقت اصولا مرد تكليفي بابت پرداخت نفقه زوجه ندارد ؛ مگر در صورتي كه زن و شوهر حين عقد موقت با هم شرط كرده باشند و يا اينكه عقد بر مبناي پرداخت نفقه به زن منعقد شده باشد . در اين صورت ، واضح است كه اگر صيغه به صورت غير شفاهي يعني كتبي و يا ثبت شده منعقد شده باشد ، زن مي تواند به شرط نفقه استناد كند و اگر مرد نفقه زن را نپرداخت ، با استناد به صيغه نامه كتبي ، نفقه خود را مطالبه كند .
اين موضوع در مورد مهريه زن و اجرت المثل زن در عقد موقت نيز وجود دارد و زن با استناد به صيغه نامه مي تواند اقدام به مطالبه مهريه عقد موقت نمايد . به همين خاطر ، بهتر آن است كه براي بهره مندي از حقوق مالي ، عقد موقت يا صيغه به صورت كتبي و نه شفاهي منعقد شده باشد . هر چند كه اثبات عقد موقت صرفا با استناد به برگه صيغه نامه انجام نمي شود و اقرار خود مرد مبني بر انعقاد صيغه شفاهي و يا حتي وجود شاهدي كه عقد موقت شفاهي را تاييد كند ، مي تواند اين امكان را به زوجه بدهد كه حقوق قانوني خود را مطالبه كند .
پس به طور كلي ، بايد گفت كه صيغه شفاهي در همه موارد كاملا صحيح و معتبر است و آثار قانوني عقد موقت بر آن مترتب مي شود ولي در صورتي كه در خصوص وجود عقد موقت يا صيغه اختلافي به وجود بيايد ، از آن جهت كه عقد موقت شفاهي صرفا بين طرفين بوده و شخص ديگري از آن مطلع نشده ، شخصي كه مي خواهد از مزايا و آثار عقد موقت شفاهي استفاده كند ، خودش بايد وجود آن عقد شفاهي را ثابت كند .
به عنوان نمونه زني كه قصد دارد مهريه يا نفقه عقد موقت را مطالبه كرده و يا تقاضاي الزام مرد به بذل مدت را دارد ولي با عقد موقت شفاهي يا لفظي به زوجيت وي در آمده است ، براي مطالبه حقوق قانوني خود ابتدا بايد صيغه شفاهي و وجود رابطه زوجيت را براي دادگاه اثبات نمايد . اين موضوع ، در خصوص عقد دائم ، با معرفي تعداد شهود عقد ازدواج و ثبت آن ، موضوعيت پيدا نمي كند .
لازم به ذكر است كه بر اساس قانون ، اصولا ثبت ازدواج موقت يا صيغه الزامي نيست و لذا صيغه شفاهي يا لفظي معتبر است ؛ اما در برخي از موارد ، طبق قانون شوهر مكلف است كه صيغه را در دفاتر ازدواج و طلاق به ثبت رساند كه اين موارد عبارتند از حالتي كه زن در عقد موقت باردار شده باشد و يا اينكه ضمن عقد موقت ازدواج شرط شده باشد كه صيغه توسط مرد به ثبت برسد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۱:۱۴:۲۴ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
نكاح موقت يا صيغه شفاهي كاملا معتبر است و زن و شوهر ، با خواندن لفظي صيغه موقت به يكديگر محرم مي شوند و نيازي به ثبت آن نيست . با اين حال ، ممكن است اين سوال نيز مطرح شود كه شرايط صحت نكاح موقت لفظي يا شفاهي چيست ؟ به عبارت ديگر ، در صورت وجود چه شرايطي صيغه يا عقد موقت شفاهي معتبر و صحيح مي باشد ؟
در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه شرايط صحت عقد موقت لفظي ، دو موردي است كه در قانون براي شرايط صحت عقد موقت به طور كلي ، در نظر گرفته شده است كه ناظر بر تعيين مدت در عقد موقت و همچنين تعيين مهريه زن در عقد موقت مي باشد كه در اينجا به صورت مختصر در خصوص اين شرايط توضيح خواهيم داد .
يكي از تفاوت هاي عقد دائم و عقد موقت اين است كه مدت زمان صيغه موقت حين عقد حتما و ضرورتا بايد مشخص و معلوم باشد و هر يك از زوجين ، به دقت از تاريخ شروع و از تاريخ پايان آن مطلع باشند ؛ در غير اين صورت ، عقد موقت ؛ حال چه شفاهي و چه غير شفاهي ( كتبي يا ثبت شده ) صحيح نبوده و رابطه زوجيتي به موجب آن شكل نمي گيرد . بنابراين يكي از شرايط مهم صحت عقد موقت شفاهي است كه زوجين ، شفاها در خصوص مدت زمان صيغه به توافق برسند .
يكي ديگر از تفاوت هاي عقد موقت و عقد دائم اين است كه مهريه زن در عقد موقت بايد لزوما مشخص شده باشد و بر خلاف عقد دائم ، در عقد نكاح موقت ، زن بايد بداند كه مهريه او چقدر است . در غير اين صورت ، باز هم عقد موقت شفاهي به صورت صحيح منعقد نشده است و صيغه باطل خواهد بود . به همين دليل ، شرط صحت و اعتبار نكاح شفاهي موقت آن است كه زوجين هر چند به صورت شفاهي يا لفظي ، در مورد مهريه زن توافق كنند .
ذكر اين نكته نيز الزامي است كه دختران باكره بر اساس فتواي اكثريت فقها ، براي عقد موقت يا صيغه شفاهي يا كتبي نيازمند اخذ اجازه يا رضايت ولي قهري خود يعني پدر و جد پدري خودشان مي باشند و لذا عقد موقت شفاهي صرفا در خصوص خانم هايي صحيح و معتبر است كه قبلا ازدواج كرده باشند و يا اينكه پدر يا جد پدري آنها ، به عقد موقت يا صيغه آنها رضايت بدهد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۱:۰۰:۱۶ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
عقد نكاح موقت يا صيغه نوعي ازدواج است كه در فقه شيعه مورد پذيرش قرار گرفته است و به همين استناد ، قانون مدني نيز برخي احكام مربوط به عقد موقت را ذكر كرده است . به طور كلي ، عقد موقت يا صيغه نكاح موقت، نوعي عقد است كه بر خلاف عقد دائم ، براي مدت زمان مشخص و معين منعقد شده و پس از اينكه مدت آن به اتمام برسد ، رابطه زوجيت نيز خاتمه خواهد يافت ؛ حتي صيغه 99 ساله نيز چون براي مدت مشخصي است ، نوعي عقد موقت محسوب مي شود.
در ارتباط با اين نوع عقد نكاح ، گاهي اين سوال مطرح مي شود كه آيا نكاح موقت شفاهي يا صيغه لفظي اعتبار دارد يا خير ؟ براي پاسخ به اين سوال ابتدا بايد بگوييم منظور از عقد موقت لفظي يا صيغه شفاهي چيست . منظور از صيغه شفاهي اين است كه زن و مرد ، بدون اينكه در مراجع رسمي مربوط به ازدواج ( يعني دفاتر ازدواج و طلاق ) اقدام به منعقد نمودن عقد ازدواج موقت كنند ، خودشان اقدام به خواندن صيغه عقد موقت به صورت شفاهي و غير كتبي مي كنند.
حتي گاها بدون اينكه شاهدي بر جاري شدن عقد موقت وجود داشته باشد ، صيغه شفاهي يا لفظي منعقد مي شود . بر اساس قواعد فقهي و همچنين با استناد به قوانين ، بايد گفت كه صيغه موقت يا عقد نكاح شفاهي كاملا صحيح و معتبر مي باشد و به دليل شفاهي بودن صيغه و اينكه صيغه موقت جايي به ثبت نرسيده است ، نمي توان آن را غير معتبر دانست .
معتبر بودن و صحت عقد نكاح موقت يا صيغه شفاهي اصولا به اين دليل است كه از زاويه ديد فقهي ، صيغه موقت در شرايط اضطراري ( نياز به ازدواج ) صورت مي گيرد و به همين دليل ، بسياري از تشريفات مربوط به نكاح دائم ، در عقد موقت ضروري نيست ؛
به عنوان مثال ثبت ازدواج موقت يا صيغه مگر در صورت وجود شرايط خاص الزامي نيست و حتي لزومي هم ندارد كه شاهداني وجود داشته باشند تا عقد موقت شفاهي زوجين را تاييد نمايند تا آثار عقد موقت ايجاد شود ؛ مگر زماني كه در خصوص اثبات عقد موقت اختلافي ايجاد شود كه در ادامه اين موضوع را بررسي خواهيم كرد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۵۱:۰۹ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
براي صحت صيغه دختران باكره و ثبت صيغه موقت ، دو شرط ديگر نيز لازم و ضروري است كه اين دو شرط ، در تمام انواع ازدواج موقت بايد حتما وجود داشته باشند و در غير اين صورت ، صيغه يا عقد موقت باطل مي شود كه اين دو شرط عبارتند از تعيين مدت و ذكر مهريه .
بنابراين ، اولين شرط ازدواج موقت دختر باكره اين است كه مدت زمان عقد ازدواج موقت به صورت دقيق مشخص شده باشد و حين عقد براي طرفين معلوم باشد كه مدت عقد از چه زماني شروع مي شود و چه زماني به پايان مي رسد . در غير اين صورت ازدواج موقت با دختر باكره صحيح نمي باشد .
دومين شرط عقد موقت با دختر دوشيزه آن است كه مهريه دختر باكره در حين عقد، مشخص و معلوم شده باشد و طرفين با توافق يكديگر، مهريه را مشخص كرده باشند . لذا اگر مهريه مشخص نشده باشد، باز هم ازدواج با دختر باكره باطل بوده و اگر هم ارتباطي ميان دختر باكره و مرد ايجاد شده باشد ، شرعي نخواهد بود . بنابراين ، شرايط عقد موقت و صيغه دوشيزه را مي توان شامل تعيين مهريه دختر ، تعيين مدت صيغه و رضايت پدر يا جد پدري دانست .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۴۳:۴۱ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
عقد موقت دختر دوشيزه، نيازمند رضايت توسط ولي قهري اوست . با اين حال اين پرسش مكررا مطرح مي شود كه ازدواج موقت دختر باكره بدون اجازه پدر چه حكمي دارد و در صورتي كه ازدواج موقت دختر باكره بدون رضايت پدر يا جد پدري باشد، چه آثار يا پيامدهاي شرعي و قانوني دارد ؟ اين سوال مخصوصا توسط كساني كه قصد عقد موقت شفاهي دارند پرسيده مي شود .
از سوي ديگر پاسخ به اين سوال مهم است كه اگر دختر دوشيزه و باكره پدر و يا جد پدري نداشته باشد بايد از چه كسي براي ازدواج موقت يا صيغه اش رضايت بگيرد ؟ همچنين اينكه اگر پدري براي ازدواج موقت دختر باكره خود رضايت ندهد تكليف چيست و چه اقدامي مي توان انجام داد ؟
به طور كلي احكام مربوط به ازدواج موقت در قانون مدني ، مطابق شرع اسلام و مذهب شيعه تدوين شده است و به همين خاطر اگر بخواهيم احكام و شرايط ازدواج موقت دختر باكره بدون اذن پدر را ذكر كنيم ، ناگزير از مراجعه به فتاواي فقهاي شيعه نيز مي باشيم . نظرات فقها در مورد صيغه كردن دختران باكره بدون رضايت پدرشان تا حدودي با هم تفاوت هايي دارد .
برخي از فقها فتوا به باطل بودن صيغه موقت دختر باكره بدون رضايت پدر داده اند . بر اين اساس ، اگر عقد موقتي بدون رضايت پدر خوانده شده باشد ، از اساس باطل بوده و رابطه ايجاد شده بين زن و مرد ، غير شرعي بوده است .
عده ديگري از مراجع تقليد به اين حد از باطل بودن اشاره نكرده و صرفا گفته اند كه بنا بر احتياط ، عقد موقت باكره بدون رضايت پدر صحيح نمي باشد كه اين نظر توسط بسياري از فقها نيز ذكر شده است . به همين خاطر چون ازدواج موقت دختر باكره بدون رضايت پدر، يك موضوع فقهي و شرعي است ، لازم است تا در صورت لزوم چنين امري ، حكم شرعي آن از مرجع تقليد مربوطه پرسيده شود .
همچنين گفتني است كه اگر دختر باكره پدر و يا جد پدري نداشته باشد ، نيازي به اخذ اجازه از شخص ديگري همچون مادر ، برادر يا سايرين وجود ندارد و مي توان اقدام به عقد موقت نمود . به استناد ماده 1043 قانون مدني در صورتي هم كه پدر يا جد پدري بدون دليل موجهي از دادن اذن عقد موقت و صيغه دوشيزه مضايقه كنند و نياز به ازدواج توسط دختر باكره وجود داشته باشد ، ولايت قهري آنها ساقط مي شود و تحت شرايطي مي توان نسبت به عقد ازدواج دائم و يا حتي موقت ، بدون اخذ اجازه آنها اقدام نمود .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۲۵:۰۱ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
همه ما مي دانيم كه براي ازدواج دائم ، دختران باكره يا دوشيزه، نيازمند اخذ رضايت از پدر يا جد پدري خود مي باشند و به اين خاطر ، هنگام عقد در دفترخانه پدر يا جد پدري بايد حاضر بوده و يا رضايت خود به ازدواج دائم دختر باكره را اعلام دارند . البته در صورتي كه بدون دليل موجه از دادن رضايت پدر براي ازدواج دختر خودداري كند ، تحت شرايطي دختر مي تواند از دادگاه اجازه گرفته و ازدواج بدون رضايت پدر داشته باشد .
حكم ازدواج دختر باكره در عقد موقت يا صيغه نيز شبيه عقد دائم است ؛ يعني اينكه براي عقد موقت هم دختر، نيازمند اخذ رضايت يا اجازه از ولي قهري خود يعني پدر يا جد پدري خود مي باشد . چه بسا در ازدواج موقت ، چون صيغه ازدواج صرفا براي مدت زمان محدودي واقع شده و ثبات و پايداري ازدواج دائم را ندارد ، بايد ازدواج موقت دختر دوشيزه با اذن پدر انجام شود .
همچنين به دليل اينكه بسياري از حقوق مالي همچون ارث يا نفقه زن در صيغه ممكن است به زن تعلق نگيرد ، ريسك اين چنين ازدواج هايي براي دختران باكره بسيار بالاتر است و به همين دليل ، مصلحت دختران باكره اقتضا مي كند كه عقد موقت نيز با اجازه پدر باشد و حتي الامكان با عقد دائم ازدواج كنند .
البته در اين خصوص بايد به مفهوم دختران باكره پرداخته شود . منظور از دختران باكره دختراني هستند كه سابقه ازدواج و رابطه زناشويي را نداشته باشند و به عبارت ديگر ، دوشيزه باشند . چرا كه دختراني كه به خاطر شوهر كردن و برقراري رابطه زناشويي ، دوشيزگي خود را از دست داده باشند ، نيازي به اخذ رضايت پدر يا جد پدري براي ازدواج موقت يا دائم ندارند .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۱۷:۳۱ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
در صورتي كه زن كارهايي را كه شرعا به عهده وي نبوده مثل آشپزي يا نظافت منزل را به دستور شوهر انجام داده و قصد تبرع يا نيكوكاري هم نداشته باشد و اين موضوع براي دادگاه اثبات شود ، زن مي تواند اجرت المثل ايام زناشويي خود را مطالبه كند . بنابراين فوت يا حيات شوهر در خصوص مطالبه اجرت المثل زن تاثير گذار نبوده و زن مي تواند همچون نفقه ، مهريه يا سهم الارث خود نسبت به مطالبه اجرت المثل ايام زندگي مشترك بعد از مرگ همسر نيز اقدام نمايد .
لازم به ذكر است كه دادگاه تنها در صورتي حكم به پرداخت اجرت المثل زن بعد از فوت شوهر صادر مي كند كه زن بتواند شرايط مطالبه اجرت المثل را در دادگاه اثبات كند كه با توجه به فوت مرد ، ممكن است اندكي دشوار باشد . پس از آن ، با در نظر گرفتن مبلغ اجرت المثل به ازاي هر سال و ضرب كردن آن مبلغ در مدت ساليان زندگي مشترك ، مبلغ اجرت المثل زن مشخص خواهد شد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۹ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۱۰:۰۸:۴۲ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
يكي ديگر از موارد حقوق مالي زن بعد از فوت شوهر نفقه زن مي باشد . شايد اين سوال مطرح شود كه آيا زن بعد از مرگ شوهر هم حق نفقه دارد ؟ پاسخ به اين سوال مثبت است ؛ با اين توضيح كه دريافت نفقه بعد از فوت شوهر در قانون مدني ، در دو مورد خاص پيش بيني شده است .
نخست اينكه زماني كه شوهر فوت مي كند ، علي القاعده زن موظف است به مدت چهار ماه و ده روز عده وفات شوهر نگه دارد و در طول اين مدت نمي تواند با مرد ديگري ازدواج نمايد . به همين دليل در طول مدت عده وفات شوهر براي اينكه زن با مشكل مالي مواجه نشود مي تواند در طول مدت عده از اموال به جاي مانده از شوهر يا ارثيه وي نفقه خود را مطالبه نمايد ولي پس از اتمام عده ، حق مطالبه نفقه زن بعد از فوت مرد به اتمام مي رسد .
علاوه بر اين در صورتي كه مرد در طول مدت حيات خود بنا به دلايلي نفقه زن خود را با وجود تمكين وي نپرداخته باشد و سپس فوت كند ، باز هم زن مي تواند اقدام به مطالبه نفقه بعد از فوت شوهر نمايد . چرا كه پرداخت نفقه زن در صورت تمكين ، تكليف و تعهدي قانوني است كه به عهده مرد قرار داشته است و چون اين تكليف را انجام نداده ، زن مي تواند با ارائه دادخواست نفقه ايام گذشته خود را نيز از اموال همسر متوفي مطالبه نمايد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۸ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۰۹:۲۸:۳۶ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)
يكي از موارد حقوق زن بعد از فوت شوهر مهريه زن مي باشد كه حين عقد ازدواج تعيين شده است و مرد به صورت رسمي و قانوني اين تعهد را پذيرفته است كه مبلغي را تحت عنوان مهريه يا صداق به همسر خود بپردازد . بسياري از افراد تصور مي كنند كه حق مهريه زن بعد از مرگ شوهر از بين مي رود و چون متوفي ديگر قادر به پرداخت مهريه همسر خود نيست ، زن نيز حق مطالبه مهريه بعد از فوت شوهر را ندارد .
در حالي كه چنين تصوري صحيح نيست ؛ چرا كه زن همان لحظه عقد ( چه دائم و چه موقت ) مالك اموالي شده است كه شوهر مهريه وي كرده است و شوهر نيز متعهد پرداخت مهريه به زن بوده و حتي در صورت فوت شوهر ، كماكان اين دين به عهده وي قرار داشته و مانند ساير بدهكاري هاي متوفي بايد پرداخت شود ؛ مگر اينكه زن مهريه خود را ببخشد . مهريه همسر دوم در صورت ازدواج مجدد مرد نيز به قوت خود باقي است و بعد از مرگ شوهر از بين نمي رود .
بر اين اساس ، مهريه زن بعد از فوت شوهر از تركه يا ارثيه به جاي مانده از وي قابل مطالبه و پرداخت است و زن براي مطالبه مهريه بعد از فوت شوهر ، بايد به طرفيت ورثه مرد دادخواست مطالبه مهريه بدهد و تا اندازه اي كه تركه مرد كفاف بدهد مي تواند مهريه خود را از آن مطالبه كند . حتي اگر مالي براي ساير ورثه باقي نماند ؛ چون مهريه زن جزء ديون و بدهي هاي ممتاز تلقي مي شود . گفتني است كه مهريه زن غير از سهم الارث زن بعد از فوت شوهر است و امكان مطالبه همزمان هر دو با هم نيز وجود دارد .
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۸ فروردين ۱۴۰۱ساعت:
۰۹:۲۳:۴۷ توسط:lawiran موضوع:
نظرات (0)